تبليغاتX
صدرای اردی بهشت

http://www.cinemaema.com/gallery2/main.php?g2_view=core.DownloadItem&g2_itemId=80830&g2_serialNumber=3

«محاکمه در خیابان». آخرین دستپخت رئیس!

با دیدنش اصلا خوش نگذشت. حتی اگر دو بار و در دو شهر مختلف ببینی اش و تقلا کنی شاید چیزی از درونش بیابی محض اینکه بنویسی رئیس به دوران طلایی اش بازگشته.

فیلم حتی با دیالوگهای «مسعود کیمیایی» که بازیگران با جهت و بی جهت مسلسل وار پشت سر هم بلغور می کنند و همچنین با آن پایان به ظاهر غافلگیر کننده اش، آنقدر ملال آور است که اگر «فرح بخش» و «علیخانی» پشتش بودند، می شد حسابی تازاند و دلت پرت را سر ثانیه ثانیه اش خالی کرد.

لباس نقش اولی فیلم برای قامت ریز جثه پولاد کیمیایی حسابی گل گشاد است و محمد رضا فروتن برای نقش عاقلمرد زخم خورده ی نارفیقی و خیانت، زیادی جوان و رمانتیک و شاید هم تیتیش!

رئیس دیگر چیزی برای شگفتی سازی ندارد؛ آنقدر تکرار مکررات باورهایش را کرده که حالا دستش خالی مانده و حنایش رنگی ندارد؛ حتی اگر طرفداران متعصبش در بوق و کرنا کنند که این متفاوت ترین فیلمش است!

نمک رئیس دیگر گیرا نیست. آش رئیس آنقدر بی نمک شده، آنقدر بی مایه است که هیچ رقمه نمی توان چشمها را بست و با فکر «قیصر»، «ضیافت»، «اعتراض» و غیره رئیس، در توهمات، گرسنگی خویش را از نداری دیگ رئیس التیام بخشید.

ای کاش رئیس بتواند در سکوت، با طی طریق در دوران بازنشستگی، به سرگشتی ها و دغدغه های دیگرش بپردازد؛ بلکه ما هم بتوانیم رها شویم در خلا سرخوشی های حاصل از شاهکارهای گذشته استاد.

تماشاگر اکنون، با وجود جوان پر نفسی چون «اصغر فرهادی»، دیگر رمقی برای دیدن تکرارهای رئیس بی رمق ندارد.

تماشاگر سینمای امروز بی معرفت و نمکدان شکن شده. بدجور رگ غیرتش برآمده. خونش به جوش آمده. از بس که دارد از رفیقان هم نارفیقی می بیند. شرمنده رئیس!

 

پی نوشت:

«درباره الي» نامزد بهترين فيلم خارجي جوايز گلدن گلوب شد

+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 20:23 توسط صدرا بهنام |

وفا کنیم، ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طــریقت ما کافـریست رنجیـــدن


 

رو نوشت:

۱- تینا

۲- پریا

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 22:20 توسط صدرا بهنام

آن دم که عزوجل تبارک و تعالی آدمی را از نمه ای تربت سرشت و از روح خویش در وی دمید، حبه ای تعقل در پستوی ذهنش گمارد من باب ایام مبادا!

آن سان که احدی غیر، هر چه خواست بکردی و هر چه داشت بگرفتی، لیک نتوانستندی همی دست یافت به آن قلیل. چنان که لامکان تبارک و تعالی، مکان آن مبلغ را تنها در گوش خداوندگارش نجوا نمود!

افسوس که بشر آخر الزمان ذاتا به ماهیت آن خرده، جاهل ست؛ یا عالم ست و لکن در درک جایگاهش دچار نسیان؛ که این خود نیز اشد الآلام ست!

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 10:13 توسط صدرا بهنام |